نگاهی به رمان «این یک فصل دیگر است»

سایت دوربین نت
    • نویسنده, پویا رستمی
    • شغل, منتقد ادبی
  • منتشر شده در

نخستین رمان خانم شیرمحمدی روایت ساده و سرراستی ا‌ست از دو برهه‌ زندگی مردی ــ یکی مربوط به جوانی و یکی میان ‌سالی ‌اش، یکی که گذشته و یکی که مال همین زمان حال است.

این دو روایت در خود رمان با هم تعاملی ندارند؛ یکی روی دیگری تاثیری نمی‌ گذارد و تاثیری هم نمی ‌گیرد، از آن‌دست مثلا که گذشته ماجرایی در زمان حال را بحرانی کند و سایه ‌اش را بر روال طبیعی اتفاقات بیندازد و همه ‌چیز را در پرتو سنگینیِ خودش به راهی دیگر ببرد، یا آنکه حادثه ‌ای، قصه‌ ای، رابطه‌ ای در زمانِ حال، نوری بر گذشته بیفکند و ریخت و معنای رخدادی متعلق به گذشته را دگرگون کند.

در رمان خانم شیرمحمدی دو خط روایتی حال و گذشته بی نگاهی و کاری به هم موازی پیش می ‌روند و آن یگانه تمهیدی که بنا است دو پاره‌ رمان را ــ که فصل به فصل لابه‌لای هم روایت می‌شوند ــ به یکدیگر پیوند دهد عاملی مضمونی ا‌ست: نام رمان.

رمان قصه‌ دو ماجرای عاشقانه شخصیت اصلی ‌اش را می‌گوید، اولی که مال سال ‌ها پیش است و سرنوشت تلخی داشته و دیگری که خیلی آرام‌ تر و کم‌ هیاهوتر و حتی کم‌ شر و شورتر حالا در جریان است و تا به آخر هم روایت نمی‌شود و در آستانه‌ جدی ‌شدن رابطه‌ اش رها می‌ شود و همزمان رمان هم تمام، که یعنی "این یک فصلِ دیگر است".

تمهید خانم شیرمحمدی یاد آور یکی از مهم ‌ترین رمان‌های ایرانی این سال‌ها است: "عادت می‌ کنیمِ" نوشته زویا پیرزاد.

تمهید پیرزاد جواب می‌دهد و موفق می‌شود؛ چون ایده‌ "عادت‌کردن" دیگر آدم ‌ها به یک وضعیت پیش‌آمده ــ که در صفحات پایانی آن رمان رو می‌ آید و مطرح می ‌شود ــ از پس تجربه‌ بسیار پر تنش و بحرانی شخصیت اصلی قصه و بعد کلی کشاکش و قصه و ماجرا و تجربه حاصل آمده است و اصلا بیشتر نوعی تصمیم است تا توصیف یک موقعیت یا شرایط.

اما اینجا نام رمان، مَفصلِ دو قصه کمابیش بی‌ ارتباطی‌ است که (و نکته‌ مهمش همین است) هیچ‌ کدام فراز و فرود و تنش و کشمکشی ندارند، گرهی ندارند، به موازات هم هرکدام روی یک خط پیش می‌روند، تخت بر مسیر خودشان حرکت می‌کنند، بی‌ آنکه شخصیت (ها) توان و فرصت تغییردادن روال را بیابند. حادثه‌ ها خودشان اتفاق می‌ افتند، شخصیت‌ ها، دلخواهشان باشد یا نه، به سرانجام انگار محتومشان می ‌‌رسند.

بنابراین، از این‌منظر، رمانِ خانم شیرمحمدی را می‌توان رمانی نه در باب روابط و شخصیت‌ها و ماجرا و موقعیت‌ هایی محدود و مشخص بلکه در باره‌ "زمانه" خواند، یا بهتر، در باره‌ دو زمانه، یکی گذشته ــ سال‌هایی پیشتر ــ که عشق انگار مجالِ تحقق و انجام خوش نداشت و یکی حالا که انگار دیگر می ‌توان امیدی به آن داشت.

فارغ از ساده‌انگاری این ایده و رمانتیسیسم بی‌حدش، آنچه مانع می‌ شود حتی چنین تعبیری از اثر خانم شیرمحمدی هم ارزشی به رمان دهد پرداخت نویسنده است از این دو زمانه؛ از این دو مقطع تاریخی.

به ‌رغم بیش از سی سال فاصله میان دو برهه‌ زمانی رمان، در شکل فعلی هیچ تفاوتی میانِ آدم ‌ها، مناسبات، و حتی زبان و گفتار شخصیت‌ها در هریک از این مقاطع قابلِ تشخیص نیست.

آدم‌ ها در تمام طول رمان، در هر شرایطی و زمانی یک ‌جور حرف می‌ زنند، یک‌ جور عاشق می ‌شوند، نگاهشان به زندگی یکسر شخصی و کاملا بی‌ارتباط با شرایط پیرامون است و حتی قالب متلک‌ ها و شوخی‌ هاشان هم یک ‌شکل دارد.

بنابراین، در پایان رمان و در مهربانانه‌ ترین و سهل‌گیرانه‌ ترین برخورد با رمان (اینکه واقعا در باره‌ دو زمانه‌اش بدانیم) پرسش اصلیِ پیش روی مخاطب این خواهد بود: کدام تفاوت؟ اصلا این دو زمانه چه فرقی دارند که در آن‌ یکی نمی‌ شد و در این‌ یکی می‌ شود؟ و خود رمان هم به این سوال پاسخی نمی‌دهد.

این یک فصل دیگر است مرجان شیرمحمدی نشر مرکز چاپ اول- ۱۳۸۷ تعداد: ۲۲۰۰ نسخه قیمت: ۲۹۰۰ تومان