فرزند ناخوانده؛ مروری بر رمان فرزند پنجم

- نویسنده, نازنين صبحی
- شغل, روزنامه نگار
- منتشر شده در
"فرزند پنجم" سی و پنجمین کتاب خانم دوریس لسینگ، نویسنده انگلیسی برنده جایزه نوبل ادبیات در سال 2007 و تازهترین کتاب این نویسنده است که به زبان فارسی ترجمه شده است.
خانم لسینگ در طول دوران دراز نویسندگی خود با ژانرها و اشکال مختلف ادبی دست و پنجه نرم کرده است، اما به طور مختصر آثار او را میتوان در سه دسته قرار داد: نخست آثاری با درونمایههای سوسیالیستی که متعلق به دوران جوانی نویسنده و آغاز کارش هستند؛ دوم آثاری با درونمایههای روان شناختی که مهم ترین آثار لسینگ در همین گروه قرار میگیرند و بالاخره آثاری که در ژانرهایی چون علمی ـ تخیلی و گوتیک نوشته شدهاند.
فرزند پنجم، که در سال 1988 منتشر شده است، هر چند در نگاه اول در رده داستان های گوتیک و ترسناک قرار میگیرد، اما درون مایههای روان شناختی و اجتماعی آن باعث می شود تا به کنکاشی در باره نهاد خانواده، فروپاشی ساختارهای اجتماعی و جایگاه کودکان ناهنجار بدل شود؛ هر چند که منتقدان این اثر را در مقایسه با دیگر آثار خانم لسینگ دارای عمق و غنای کمتری می دانند. فرزند پنجم با آشنایی هریت و دیوید لاوت و ازدواجشان، که با رویای داشتن خانه ای بزرگ و فرزندانی فراوان همراه است، در اواخر دهه 1960 آغاز میشود. یک سوم نخست کتاب شرح تعبیر رویای خانواده لاوت است: آنها نخست خانه ای ویکتوریایی و بزرگ در حومه لندن خریداری می کنند و هریت هم حتی پیش از نقل مکان کامل به خانه جدید باردار میشود. چهار فرزند نخست خانواده به خوبی و خوشی و با فاصله ای اندک از یکدیگر متولد می شوند و خانه بزرگ و سرشار از صدای خنده و بازی لاوتها پاتوق اعضای خانواده در تعطیلات کریسمس و تابستان ها می شود. اما کم کم وضعیت اقتصادی خانواده با وجود چهار فرزند و مهمانی هایی چند هفتهای خراب می شود و در همین حال اوضاع اجتماعی انگلستان هم رو به وخامت میگذارد تا پای دزدی، جنایت و تجاوز به حومه آرام محل زندگی لاوتها نیز راه پیدا کند.

هریت و دیوید، که بزرگ ترها به خاطر زیاده روی هاشان سرزنششان کردهاند، به ناچار از پدر ثروتمند دیوید تقاضای کمک مالی می کنند و تصمیم میگیرند تا دو، سه سالی دیگر بچه دار نشوند. اما فرزند پنجم ناخواسته از راه می رسد و از همان دوران حاملگی غرابت خود را با فرسودن جسم و روح هریت به رخ می کشد.
فرزند پنجم، که بن نام میگیرد، احتمالا بر اثر نقصی ژنتیک، رفتار، کرداری و ظاهری متفاوت با دیگر فرزندان خانواده دارد.
بن، که انرژی و قدرتی غیرعادی دارد، از همان بدو تولد خوشبختی خانواده لاوت را نشانه می گیرد. وی هنگامی که تنها شش ماه دارد، دست پل برادر بزرگترش را میشکند و پس از مدتی نیز سگ یکی از مهمان ها و گربه خانواده به طرز مشکوکی کشته میشوند. هریت، که خود را مسئول تولد این فرانکشتاین میداند، از یک سو احساس گناه و از سوی دیگر احساس دلسوزی میکند. اما دیگر اعضای خانواده همگی بن را مایه بدبختی و فلاکت خود میدانند و از او دوری میکنند، و پس از مدتی ترتیب نگهداری او در مرکزی ویژه کودکان غیرعادی را میدهند.
اما چنین عملی بر خلاف تمام باورهای هریت است و او، در یکی از درخشانترین بخشهای کتاب، بن را به خانه باز می گرداند. اما با وجود بن، ساختار خانوادگی لاوتها دچار فروپاشی میشود: بن مایه ترس و وحشت دیگران است، ترس از موجودی ناشناخته که هیچ کس نمی داند در سرش چه می گذرد. به این ترتیب، بچههای بزرگتر یکی یکی به مدارس شبانهروزی میروند و برای تعطیلات هم کمتر به خانه بازمی گردند. دیوید خود را غرق کار می کند. دوستان و اقوام هم مدت ها است که تعطیلات خود را در خانه لاوت ها نمی گذرانند. بن، که دیگر نسبتا بزرگ شده است، با گروهی جوان ولگرد آشنا می شود و کمتر و کمتر به خانه می آید.
خانم لسینگ در این کتاب با مهارتی مثال زدنی و بی اینکه در پیچ و تاب توضیحات علمی و توجیه های روان شناختی بیفتد، وجود بن را به مثابه واقعیتی مسلم به خواننده عرضه می کند.
او گاه تنها کودکی بیش فعال و اندکی کند ذهن به نظر می رسد و گاه شیطانی مسلم که انگار واکنشی به خوش خیالی های دیوید و هریت و خیال باطل خوشبختی شان است. خانم لسینگ در سال 2000، دنباله ای نیز بر کتاب فرزند پنجم با عنوان "بن در جهان" نوشته است که به زندگی بن از سن 18 سالگی به بعد می پردازد.
فرزند پنجم دوریس لسینگ ترجمه: مهدی غبرایی نشر ثالت چاپ اول-1387 تعداد: 2000 نسخه قیمت: 3200 تومان تعداد صفحات: 167 صفحه































