بهار در ترانهها

همزمانی بهار با جشن نوروز، بازتاب آن را در شعر و موسیقی ایران از دیرباز دلپذیرتر کرده است.
بهار که زائیده طبیعت است، زایندهی آن نیز هست. طبیعتی را که در زمهریر زمستانی از پای در آمده، از نو نیروی شکفتن و بالیدن میبخشد.
انسان نیز به عنوان بخش پویائی از طبیعت، در معرض این نوزائی است. بهار، آن چه با شاخ و برگ درختان میکند، با تن و جان ما نیز همان میکند. به ما نیز نیروی زایندگی میدهد تا فلک را سقف بشکافیم و طرح نو در اندازیم.
از میان ما آنها که با هنر و زیبایی سرو کار دارند، از رنگ و بوی بهار، حیاتی تازه میگیرند و بر دستاوردهای هنری خود میافزایند و این جاست که بهار، سرچشمه الهام میشود و هنرها را میشکوفاند. نشانههای این الهام پذیری زاینده را در همه سوی تاریخ هنر جهان میتوان دید، از جمله در عرصه فرهنگ و هنر و به ویژه در شعر و ترانه ایران!
در میان الحان باربدی نغمههای بهاری و نوروزی بسیاری وجود داشته که "باربد" آنها را به هنگام نو شدن سال میخوانده و مینواخته است. بعضی از این نغمهها، هنوز پس از هزار و چهار صد سال در گوشه و کنار آوازهای سنتی حضور دارد.
چه بسا که نوروز خوانیهای رایج در استانهای شمالی ایران امروز، بازمانده همان الحان کهن باشد.
در آستانهی بهار تازه، گشتی دیگر در باغ دلاویز ترانههای بهاری میزنیم (برنامه های بهار در ترانه را در سمت چپ این صفحه بشنوید).



























