بسیج نیروی مردمی و حالا حکومتی

یکی از نیروهای پنجگانه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروی مقاومت بسیج است که چند ماه پس از تاسیس سپاه با فرمان آیت الله خمینی در پنجم آذر سال ۱۳۵۸ تشکیل شد.
فرمان آیتالله خمینی از مردم ایران میخواست تا به ارتش ۲۰ میلیونی بپیوندند. این فرمان شرایط ایجابی و عملیاتی پیدا نکرد و عبارت ارتش بیست میلیونی، تنها در شعارهای آن روزها بازتاب یافت. اما ۲۰ میلیون نفر جمعیت جوان ایران از جامعه ۳۶ میلیون نفری سال ۵۸ باید یکسال دیگر تا اجرایی شدن فرمان آیتالله خمینی صبر میکردند، در این اثنی اولین رئیسجمهور ایران ابوالحسن بنی صدر نیز برگزیده شد و هرجا که پای صحبت از ارتش ۲۰ میلیونی پیش میآمد با شور و حال از فرمان رهبری حکومت اسلامی دفاع و حمایت میکرد.
جنگ ایران و عراق و پرش بسیج
با حمله ارتش عراق به خوزستان در شهریور ماه سال 1359 جنگ رسما آغاز شد. با عقب نشینیهای ارتش و از دست رفتن خرمشهر، فرمان آیتالله خمینی در یکسال پیش به مجلس تازه تاسیس شورای اسلامی رسید و نمایندگان مجلس با گنجاندن بسیج مستضعفان در ذیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، عملا بسیج را بهعنوان بازوی سپاه در جنگ سازماندهی کردند.
آموزش محدود بسیجیان زیرنظر مربیان کم سن و سال سبز پوش سپاه انجام میشد و لشگرهای سپاه پاسداران که هیچ گاه رقم استاندارد ۱۰ هزار نفر را نداشت مملو بود از نیروهای مردمی طرفدار انقلاب که با سربندهای رنگی به جبههها میرفتند و بیشتر قربانیان ایرانی جنگ ایران و عراق را تشکیل میدادند. بسیجیان در جبههها از گردانها و لشگرهای ارتش ایران جدا بودند و بنابر فرماندهی و صلاحدید فرماندهان بی درجه و نشان سپاه پاسداران وارد عملیاتهای جنگی میشدند.
بنابر کتابهای منتشره از سوی سپاه درباره تاریخ جنگ، سپاه پاسداران سعی میکرد عملیاتهای رزمی خود را در نیمه دوم سال و در پاییز و زمستان طراحی کند چراکه عمده نیروهای بسیجی را روستاییان و شهرستانیهایی بودند، که پس از فصل کشت و زرع به جبههها میآمدند.
بسیج از همان ابتدای جنگ در تمام وزارتخانهها و ادارات و مدارس و دانشگاهها و حتی بخشهای خصوصی بزرگ تشکیل شد، تا از تمام ظرفیت انسانی در جبهههای نبرد استفاده شود. بسیجیان البته برای حضور در جنگ حقوق میگرفتند اما این حقوق آنچنان نبود تا کسی را بدون انگیزه مذهبی به جبههها بفرستد.
در صورت کشته شدن هم بسیجیان و خانوادهشان زیر پوشش بنیاد شهید قرار می گرفتند.
با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران در سال ۱۳۶۷ و اعلام آتش بس، عملا کار بسیج در جبههها به اتمام رسید، گرچه بنابر گفتههای مسوولین سپاه در چندسال آخر جنگ، اعزام به جبههها افت کرده بود و نیروهای مردمی و داوطلب کمتری به جبهه میرفتند.

در سالهای پس از جنگ بیشترین فعالیت بسیج در پایگاههای بسیج مساجد و مدارس و دانشگاهها بود. بسیج همچنان عضو فعال می پذیرفت، مساجد معمولا اسلحه خانه داشتند و بسیجیان مساجد در شبهای جمعه گشتهای بازرسی در کوچه و خیابان برقرار میکردند و با کسانی که مشروب خورده بودند یا حجاب درستی نداشتند برخورد میکردند.
بسیج مساجد در تابستانها فعالیتهای فرهنگی از جمله اردوهای آموزش نظامی برقرار میکرد و در مدارس نیز دانش آموزان عضو بسیج وظیفه برنامههای فوق برنامه و عموما مذهبی و بعضا همراهی با مربی امور تربیتی در "تربیت و ارشاد" دیگر دانش آموزان را برعهده داشتند.
اما حضور بسیجیان در سیاست در دوران ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی در دهه هفتاد عمدتا به برپایی هیات رزمندگان و انتقادهای تند از رئیسجمهور در هیاتهای مذهبی محدود میشد.
بسیج از سیاست جدا نیست تقریبا در تمامی دوران هشت ساله ریاست جمهوری محمد خاتمی، بسیجیان در صحنه بودند.
حضور پایگاه بسیج در دانشگاهها و برهم خوردن جلسات سخنرانی اصلاحطلبان و حتی اغتشاش در برخی سخنرانیهای رئیسجمهوری چیزی بود که از سوی مطبوعات اصولگرا بهعنوان اعتراض خودجوش بسیجیان قلمداد میشد اما عمده حضور بسیجیان باز میگردد به وقایع ۱۸ تیرماه سال ۷۸ و اعتراضات دانشجویان که با دخالت سپاه پاسداران و بسیجیان در ۲۴ تیرماه همان سال سرکوب شد.
با این حال در تمام دوران محمد خاتمی، اگر چه رییس جمهور همواره از نیروهای بسیجی دلجویی میکرد اما عملا تسلطی بر آنها نداشت. اما محمود احمدینژاد از همان اوان تبلیغات انتخاباتیش در سال ۸۴، خود را یک بسیجی میدانست.
در سوم تیرماه سال ۸۴ آرای احمدینژاد در بعدازظهر روز رای گیری رشد فزایندهای داشت و همین بود که مهدی کروبی را به اعتراض واداشت که آرای رقیب را سازماندهی شده دانست. اگرچه بسیج قدرت سازماندهی قدرتمندی دارد اما مسوولین سپاه تمامی این اتهامات را تکذیب کردند البته در چهارسال ریاست جمهوری احمدینژاد دیگر انتقادی از سوی بسیج به ریاست جمهوری وارد نشد.
آرایش نظامی - فرهنگی با تغییر فرماندهی سپاه از سرلشگر رحیم صفوی به سرلشگر محمدعلی جعفری برای اولین بار فرماندهی بسیج به فرمانده کل سپاه واگذار شد، با این حساب جانشین فرمانده این نیرو در آبان ماه سال ۸۷ نیز تغییر کرد و برای اولین بار یک روحانی به سمت فرماندهی این نیروی نظامی فرهنگی رسید.

فرماندهی سپاه این جایگزینی را به علت رویکرد فرهنگی بسیج عنوان کرد اما در کمتر از یک ماه بعد، حجت الاسلام حسین طائب با اعلام اینکه بسیج نزدیک به یک میلیون نفر نیروی آموزش دیده دارد، گفت گردانهای عاشورا و گردانهای الزهرا - بانوان بسیجی - آمادگی دارند تا در صورت حمله آمریکا در کنار نیروی زمینی سپاه باشند.
آقای طائب در مصاحبه با روزنامه "جام جم" فعالیتهای فرهنگی بسیج را متمرکز بر حملات نرمافزاری فرهنگی عنوان کرد اما توضیحی در این باره نداد.
این فرمانده روحانی از دولت احمدینژاد حمایت کرد و این دولت را نزدیکترین دولتهای پس از انقلاب با روحیات بسیج دانست و در عین حال اعلام کرد گرچه بسیجیان میتوانند علایق سیاسی داشته باشند، اما به صورت سازمانی در انتخابات دخالت نمیکنند.
اما به نظر میرسد در حالی که کمتر از دو ماه به انتخابات ریاست جمهوری مانده حجتالاسلام طائب علایق شخصی سیاسی را نشان میدهد. آیا او و نهاد تحت امرش میتوانند در انتخابات دخالت نکنند، پاسخ این سوال روز انتخابات مشخص خواهد شد. اما مهدی کروبی نامزد اصلاحطلب از همین حالا نگرانیهایش را عنوان کرده است.































