نقطه عطف 3 ؛ نامی تردید برانگیز برای مانور اسرائیل

- نویسنده, احمد زیدآبادی
- شغل, تحلیلگر مسایل خاورمیانه
- منتشر شده در
در ادامه مانور غیر نظامی اسرائیل، روز سه شنبه آژیرهای خطر در سراسر این کشور به صدا در آمدند و همه مردم به مکانهای امن پناه بردند.
این مانور که توسط فرماندهی عملیات غیر نظامیان ارتش اسرائیل برگزار میشود، از زمان تاسیس این کشور تا کنون بی سابقه است.
هدف از مانور مذکور، آزمایش یک سیستم ملی برای حفاظت از جان اسرائیلیها در برابر حملات موشکی و شیمیایی اعلام شده است.
با آنکه دولت اسرائیل تاکید کرده است که مانور غیر نظامی، علیه کشورهای همسایه نیست، اما بی سابقه بودن این مانور و زمان انجام آن، تحلیلگران را به گمانه زنی در باره نیات اسرائیل از برگزاری این مانور وادار کرده است.
در واقع، یکی از نکاتی که در باره مانور غیر نظامی اسرائیل تامل برانگیز است، نامی است که ارتش اسرائیل برای این مانور انتخاب کرده است: « نقطه عطف 3»
قاعدتا این نام نمی تواند تصادفی و یا بدون مسمی باشد و به همین علت قابل تاویل و تفسیر است. در واقع، نکته اصلی این است که دولت اسرائیل نقطه عطف 1 و نقطه عطف 2 را به چه حوادثی در طول تاریخ خود نسبت میدهد که نام مانور جاری را نقطه عطف 3 گذاشته است؟
ممکن است نقطه عطف 1 جنگ سال 1948 و نقطه عطف 2 جنگ شش روزه سال 1967 باشد، دو جنگی که اسرائیل آنها را خنثی کردن تهدید کشورهای عرب علیه موجودیت خود جلوه میدهد.
در حال حاضر، مقامهای نظامی و سیاسی اسرائیل، آنچه را که تلاش ایران برای دستیابی به سلاح اتمی مینامند، تهدیدی علیه موجودیت خود معرفی میکنند و از همین رو، ممکن است نامگذاری مانور غیر نظامی به نقطه عطف 3 بی ارتباط به آماده شدن اسرائیل برای رویارویی با ایران نباشد.
با این حال، این احتمال هم وجود دارد که اسرائیلیها جنگ 33 روزه با حزبالله لبنان را در سال 2006 و جنگ 22 روزه با حماس در نوار غزه را در سال 2008 به عنوان نقطه عطف اول و دوم تلقی کنند و برای جنگ مشابهی به عنوان نقطه عطف سوم در حال آماده شدن باشند.
هر چه باشد، مانور غیر نظامی بیسابقهای تحت نام نقطه عطف 3 در اسرائیل نمیتواند با تهدیدهایی که اسرائیل برای موجودیت و امنیت خود تعریف میکند، بی ارتباط باشد.
قاعدتا اسرائیل از جانب مصر و اردن و دولت خودگردان فلسطینی به رهبری محمود عباس احساس خطر نمیکند و مانور مذکور مسلما علیه آنها نیست.
بنابراین، آنچه باقی میماند، حماس در نوار غزه، حزبالله در جنوب لبنان، سوریه و ایران است که اسرائیل هر کدام را به مراتبی تهدید علیه خود تلقی میکند.
حماس به تازگی از جنگی خونین با ارتش اسرائیل بیرون آمده و بعید است در شرایطی باشد که بخواهد نقش تهدید کننده عمده علیه اسرائیل را بازی کند.
سوریه نیز به رغم آنکه بخشی از خاکش در اشغال اسرائیل است، اما همه شواهد نشان میدهد که آن کشور در پی رویارویی نظامی با اسرائیل به منظور باز پس گرفتن بلندیهای جولان نیست و می خواهد از طریق گفتگو و امضای پیمان صلح به این هدف دست یابد. حزبالله لبنان هم علاقهای به درگیری با اسرائیل ندارد و ظاهرا تنها نکتهای که اسرائیل را نگران کرده است احتمال پیروزی این گروه و متحدانش در انتخابات مجلس لبنان در هفته آینده است که میتواند راه را برای به قدرت رسیدن آن هموار کند.
حزبالله حتی به فرض پیروزی در انتخابات مجلس و به دست گرفتن دولت لبنان، به نظر نمیرسد منفعتی برای خود در مقابله نظامی با اسرائیل ببیند، مگر آنکه دولت اسرائیل اساسا تحمل به قدرت رسیدن این گروه را در لبنان نداشته باشد و بخواهد به هر طریق ممکن با آن درگیر شود.
در این میان ایران هم که برای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آماده میشود، برنامهای برای درگیری نظامی با اسرائیل ندارد و اصولا دلیلی برای ورود به این عرصه در شرایط حاضر نمیبیند.
بر این اساس، می توان گفت که در شرایط کنونی، هیچکدام از مخالفان و دشمنان اسرائیل قصدی برای درگیری نظامی با این کشور ندارند و از همین رو، مانور بیسابقه غیر نظامی اسرائیل را میتوان ناشی از قصد آن برای تهاجم به یکی از اهداف مورد نظرش و آمادگی برای خنثی کردن پیامدهای این تهاجم دانست.
با توجه به تهدیدهای لفظی رهبران سیاسی و نظامی اسرائیل علیه برنامه هستهای ایران و مانورهای متعدد نظامی ارتش این کشور، به سختی میتوان باور کرد که هدف مانور غیر نظامی در اسرائیل، تاسیسات هستهای ایران نیست.































