هانتینگتون؛ مرگ راوی بزرگ

- نویسنده, مهدی خلجی
- شغل, پژوهشگر در آمریکا
- منتشر شده در
ساموئل هانتینگتون با مقاله ای که در مجله «فارن افرز»، در سال 1993، نوشت بر سر زبان ها افتاد.
این اندیشمند سیاسی در آن مقاله استدلال کرده بود که جنگ های آینده دیگر از درون رقابتملت-دولتها بر سر مسائل بازرگانی، اختلافات ارضی یا ایدئولوژیک سر برنخواهد آورد؛ بلکه انگیزه جنگ ها از این پس در دین، تاریخ، زبان و سنت ریشه خواهد داشت.
از دیدگاه او، تقابل دو قدرت در دوران جنگ سرد بسیار کم اهمیت تر از برخورد فزاینده و مداوم میان اسلام و مسیحیت است.
سه سال بعد، وی ایده مرکزی آن مقاله را در کتابی با عنوان «برخورد تمدنها و بازسازی نظم جهانی» بسط داد و منتشر کرد.
هانتینگتون؛ نظریهپرداز جوامع در حال گذار
هانتینگتون پیشتر با انتشار کتاب "نظم سیاسی در جوامع در حال دگرگونی" در سال 1968 در قلمرو اندیشه سیاسی اهمیت و آوازه یافت.
این کتاب در زمانهای نشر یافت که استعمار اروپایی در حال زوال بود و پدیده ای به نام کشورهای جهان سوم، یا در حال توسعه، ظهور می کرد. کشورهای تازه استقلالیافته، پدیده های تازه ای در عرصه بین الملل بودند که نیاز مبرم به نظریه پردازی سیاسی تازه را توجیه می کردند.
در آن هنگام اندیشمندانی چون ادوارد شیلز، دنیل لرنر، لوسین پای، گابریل المند، دیوید اپتر و والت ویتمن این کشورها را آزمایشگاه بدیعی برای نظریه اجتماعی می دیدند.
آنان باور داشتند فرصتی طلایی روی کرده که به این کشورهای در حال توسعه کمک شود تا استاندارد زندگی را بالا ببرند و نظام سیاسی خود را دموکراتیک کنند.
در دیدگاه این دسته از اندیشگران، تجدد ارزشی مثبت انگاشته میشد که میتواند با ریشه دوانیدن در این کشورها به نتایجی کمابیش شبیه تجدد اروپایی بینجامد.
توسعه اقتصادی، روابط اجتماعی تحول یابنده مانند شهرنشینی و زوال روابط ابتدایی قبیلهای، افزایش سطح آموزش، دگرگونی به سمت ارزشهایی چون "پیشرفت"، "عقلانیت" و "عرفیگری" و نیز تغییر دموکراتیک نظامهای سیاسی، همه در مقام جنبههای لاینفک مجموعهای واحد به نام تجدد شناخته میشد.
تجدد مُثلهشده، انحطاط سیاسی هانتینگتون در کتاب "نظم سیاسی در جوامع در حال دگرگونی" به پیش فرضهای اصلی اندیشگران یاد شده یورش برد.
وی نخست استدلال کرد که در کشورهای تازه استقلال یافته، توسعه سیاسی به همان اندازه محتمل است که انحطاط سیاسی.
وی میاندیشید که نابسامانی سیاسی و اجتماعی در کشورهای در حال توسعه امری غافلگیر کننده نباید باشد. ا
از دیدگاه وی تجدد را نباید واحدی یگانه و و ضرورتا دارای ابعادی مثبت انگاشت که با یکدیگر قابل جمع هستند. اگر در کشورهای در حال توسعه، نهادهای سیاسی پایدار دموکراتیک پدید نیاید، قدرت حکومت ها یا نیروهای سیاسی برای بسیج اجتماعی میتواند به نتایجی غیردموکراتیک بینجامد و شهروندان را از مشارکت در امر سیاسی بازدارد.
در این موقعیت، چیرگی یک گروه بر قدرت سیاسی میتواند زمینه شورشگری، کودتای نظامی و ضعف یا نابسامانی حکومت مرکزی را پدید آورد.
از دیدگاه هانتینگتون، توسعه اقتصادی و توسعه سیاسی لزوما در این کشورها پا به پای یکدیگر پیش نخواهند رفت و مدرنیزاسیون در مقام طرحی یکپارچه و فراگیر عملی نخواهد شد.
انقلاب ایران و تحقق پیش بینیهای هانتینگتون
تجربه انقلاب ایران، از نمونههایی است که به مثابه صدق نظریه هانتینگتون شناخته شد؛ جایی که توسعه اقتصادی به سرعت پیش رفت، اما مانع از بسیج اجتماعی نیروهای درون جامعه برای عملی کردن انقلاب علیه حکومتی عرفی نشد و به سلطه نیروهای سنتی بر ارکان سیاست و جامعه انجامید.
همچنین قوت گرفتن رادیکالیسم اسلامی در کشورهایی مانند عربستان سعودی که از نظر اقتصادی به پیشرفت چشمگیری دست یافتهاند، میتواند درستی پیش بینیهای هانتینگتون در دههشصت را تایید کند.
هانتینگتون باور داشت که توسعه اقتصادی و بالا رفتن سطح آموزش لزوما به تحول دموکراتیک و ثبات سیاسی منجر نمیشود. ضعف نظام و نهادهای سیاسی در کشورهای رو به توسعه، هنوز هم لاعلاج مانده است.
نقادی فوکویا از نظریه هانتینگتون
فرانسیس فوکویاما در پیش گفتاری که بر چاپ تازه کتاب "نظم سیاسی در کشورهای در حال دگرگونی" نوشت، نظریه هانتینگتون در این کتاب را نابسنده یافت و مهم ترین مشکل نظری آن را پیش بینی نکردن سقوط اتحاد جماهیر شوروی و نیز ثبات سیاسی در بیشتر کشورهای عربی دانست.
هانتینگتون در این کتاب نوشته بود که ایالات متحده آمریکا، بریتانیای کبیر و نیز اتحاد جماهیر شوروی هر سه به یک اندازه از نظر سیاسی توسعه یافتهاند؛ اگرچه آن دو کشور به شیوه لیبرال دموکراتیک اداره میشوند و اتحاد جماهیر شوروی تحت دیکتاتوری کمونیستی به سر میبرد.
هانتینگتون نهاد سازی سیاسی را بدون دموکراسی ممکن می دانست و از دیدگاه وی نظم سیاسی با دموکراسی ملازم نبود.
نقد دیگر فوکویاما بر نظریه هانتینگتون این بود که وی نظام بین المللی معاصر را نادیده میگیرد. از نظر فوکویاما در نظریه هانتینگتون از این واقعیت غفلت شده که در کشورهای بسیاری مانند چین، ژاپن، دو کره، که از سنتهای مشترکی ریشه گرفتهاند، وحدت و ثبات سیاسی در پی جنگ های خونین شکل گرفته است.
حتی ایالات متحده وحدت ملی خود را وامدار جنگ های داخلی خونینی است که به بهای جان بیش از نیم میلیون از شهروندانش تمام شده است؛ اما نظام بین المللی جدید مانند قدیم در برابر جنگ میان دولت ها بی تفاوت نیست و در موارد بسیاری برای حل منازعات وارد عمل می شود.
از سوی دیگر، چیزهایی که دولت های ضعیف یا از نظر سیاسی منحط رواج میدهند - مانند تسلیحات، مواد مخدر، انتقال غیرقانونی پول، قاچاق جواهرات، صدور پناهندگان - به آسانی مرزهای ملی را درمی نوردد و دیگر کشورها را نیز زیر تأثیر خود میگیرد.
فقدان عنصر "جهانیشدن" در سنجش سیاسی هانتینگتون، یکی از ضعفهای اصلی نظری وی شناخته شد.
هانتینگتون؛ روای نظریههای کلی
با این همه، خرده اصلی که به کتاب هانتینگتون گرفته شد این بود که مانند بسیاری از اسلاف خود میکوشد نظریهای "کلی" و روایتی بزرگ و فراگیر از تحول سیاسی به دست دهد.
در دهه های پایانی سده بیستم، نظریه های کلی اعتبار خود را از دست دادند، زیرا پیچیدگی ها و ويژگی های مربوط به موضوع خود را نادیده می گرفتند و اصولی ثابت برای تغییر فرض می کردند. تلاش برای به دست دادن نظریه ای کلی، مشکلی بود که در کتاب دیگر پرآوازه هانتینگتون "برخورد تمدن ها و بازسازی نظم جهانی" نیز وجود داشت.
آن کتاب نیز میکوشید هفت یا هشت تمدن را در برابر هم قرار دهد: غربی، آمریکای لاتین، اسلامی، چینی، هندو، ارتدوکس، ژاپنی و آفریقایی.
کوشش هانتینگتون این بود که تمدنهای غیرغربی را در تقابل با مفهوم سنتی "حاکمیت ملی" قرار دهد و جنگ میان تمدنها را فراتر از جنگ میان ایدئولوژیها یا تضاد منافع اقتصادی بنشاند.
روشن است که این دیدگاه، تصویری ساده انگارانه از وضعیت کنونی جهان به دست میدهد و تمایزها و تلاطم های درونی میان این تمدنها را به دیده نمیگیرد و همچنین به جهانیشدن بسیاری از جنبههای تجدد باور ندارد.
ساموئل هانتینگتون، استاد بازنشسته هاروارد که در سراسر عمر خود عضو حزب دموکرات آمریکا بود، در بیست و چهارم دسامبر سال 2008 در سن هشتاد و یک سالگی درگذشت.
نظریه "برخورد تمدنها"ی او نه تنها به کار بسیاری از تندروان در سیاست ایالات متحده آمریکا آمد، که به شکل طنزآمیزی برای مخالفان سلطه آمریکا و غرب در خاورمیانه یا دیگر نقاط جهان نیز جذاب و کارآمد بود.































